تبليغاتX
A thousand kisses deep - شب به خير
من ميرم بخوابم، شب به خير

تو چه طوري توي اون اتاق بهم ريخته مي‌خوابي

نگاهي به اتاقم مي‌كنم، اوه اينجا رو مي‌گي، ميدوني اينجا بيشتر از نشستن توي پذيرايي احساس امنيت مي‌كنم.

در كامل بسته نشده بود كه ديدم قيافش در حالت تغيير، به گمونم اول شوكه شده بود اما حالا بيشتر يك لبخند تمسخر روي صورتش نقش بسته.

وقتي لامپ اتاق تاريك شد نگاهي دوباره به اتاقم كردم كه پر بود از كارتن‌هاي نيمه باز، آخ اينجا هم اين تخت فلزي آزارم ميده، وقتي روش مي‌خوابم حس بهتري دارم شايد براي اين هست كه كمتر نگاهم به پايه هاي فلزي قرمزش ميافته!

حالا مي‌خوام چشمامم ببندم و به دنيا شب به خير بگم، و آروم مي‌گم شايد اين آخرين شبم باشه، كه قيافه مرديكه مو سفيد سه چهار دندوني شروع مي‌كنه به جولون دادن ، و اون معده سوراخش، خودش كه ميگه هرچند وقت يكبار الكل مي‌خوره، گه خورده ، دائم‌الخمر، مست مياد ميزاره در كون دوست دختر تپل مپلش، كم كم صداها از درز باريك زير در ميان توي اتاقم، آخ اوخ، و نفرت تو مشتم انباشته مي‌شه، گوشام شروع مي‌كنن به هذيان گفتن، دهنم هنگ مي‌كنه، دستهاي سياهش حالا سينه‌هاشو داره فشار ميده، من عرق مي‌كنم، مي‌خوام بخوابم، امروز روز سختي بود، دوباره افكارم  ، برگرد من بخوابم، و شروع مي‌كنن به رژه رفتن، بوي عرق بين سينه‌هاش .....

يه دياسپام ميندازم بالا، گوشي‌هاي استخرمو مي‌كنم توي گوشم، شب به خير

+ نوشته شده در 87/05/16ساعت 14:41 توسط crazy |