تبليغاتX
A thousand kisses deep - سقط باورها
 
 
سالها بود از روياهايمان، از دردهايمان، از نقاب‌هايمان، از فلسفه فاحشه‌‌ها، از مرداني كه مانند كرم در هم مي‌لولند، از نگاه‌كودكان معصوم باردارم
اين شكم كوچك من روز به روز بزرگ و بزرگتر مي‌شد ، همراه با رشد خوابهايمان، همراه با روياهايمان...
و من نگران و نگرانتر، نگران از فارغ شدن
چندي‌است گذشته
 
و من متوجه‌شدم دچار سقط باورها شده ام!
 
در زني هنگام سقط چه مي‌توان يافت؟! فريادهاي دلخراش كه وجود را چنگ مي‌زند!آنچه از بدن با درد دفع مي‌شود!...
 
 
 
+ نوشته شده در 86/12/20ساعت 17:31 توسط crazy |