تبليغاتX
A thousand kisses deep

پنجره باز است مي‌توان گريخت

صداي چكاوك را شنيد

اما تن خو كرده است به اين تن

به اين بارداري تلخ

به نگاه پنهان پنجره روبرو

مي‌توان گريخت

اما خو كرده است نگاه

به قاب خالي روي ديوار

 

+ نوشته شده در 86/11/23ساعت 12:48 توسط crazy |

خيلي ناگهاني دلم برايت تنگ مي‌شود

افكارم پاره پاره مي شود

گويي مسيري را طي مي‌كنند

مسيري كه تو در تمامي آن خانه كرده‌اي

باز هم اتفاقي بوي عطرت در فضا پخش مي‌شود

باز هم

و بازهم

و اين بازهم‌هاي تكرار و تكرار

مرا خلاصي نيست از اين درد كه گاه بسيار لذيذ است

دلم برايت تنگ مي‌شود

اما اشكي نمي‌چكد

در سينه دفن مي‌شود

در اعماق قلبم

شايد بهترين مكان باشد

براي از ياد بردن

براي آنكه ارزشمند بمانند

كاش مي‌دانستي كه هنوز پروايي نيست مرا از دوست داشتن

+ نوشته شده در 86/11/16ساعت 7:45 توسط crazy |